رضا بروسان و الهام اسلامی و فرزندشان لیلا , شب تاسوعا در حالی که عازم سفر بودند در جاده یخزده قوچان تصادف کردند و به ابدیت پیوستند .
"کاش رانندگی بلد نبودی " بروسان . کاش جاده یخبندان نبود . کاش شب سفر نمیکردی . کاش سفر نمیرفتی ... سفر نمیرفتی .... سفر نمیرفتی ..
غلامرضا بروسان:
اگر مُردم برایم با دست و دلی باز گریه کنید
داروهای شفابخش را بیاورید
بچینید روی رَف آن طرف اتاق
خواهرانم با صدای بلند در عصر گریه کنند
و همسرم صورتم را از باد برگرداند
و به سمتی ببرد که دلم را برد
اگر مُردم
برمیگردم و تو را چون رودخانهای از نمک مینوشم.
مجید نظافت
شاعران به مرگ نزدیکترند
زیرا آنان خود، زندگیاند
و زندگی و مرگ، خواهران توأمان هماند
کوچ شاعران، جهان را خالی میکند
بی شاعران، دست زندگی در پی چیزی میگردد
و اندوه از دیوار دلها سرک میکشد
بی شاعرِ یک بسته سیگار در تبعید
جهان تبعیدگاه بزرگتری است
بیشک، بی او و همسرش
شعر لاغرتر میشود
و فربهانی چند، همچنان میسرایند
و آب از آب تکان نمیخورد
حمید رضا شکارسری
هر سال
حرف آخر را
زمستان میزند ...
یوسف بینا
رنگینکمان در کدام باغچه میرقصید
که با زن و فرزندت به تماشا رفتی؟
به کدام گل دشنام دادند که ابرو درهم کشیده پا در میان گذاشتی؟
تیر از کدام سو در پهلویت نشست که روبروی خویش به سجده افتادی؟
آیا دیگر کسی برای خیابانهای بیدرخت مرثیه میخواند؟
منیژه درتومیان
نمیدانم دلم آسمان مشهد است
که گرفته
یا آسمان , دل من است
که کلاغهای غمگین را می ترساند ؟
خودم را سرزنش می کنم
چرا آخرین باری که دیدمت
نگفتم پیراهنت زیباست ؟
چرا نگفتم شعرهایت را دوست دارم ؟
چرا هرگز از تو نپرسیدم
چه آرزویی داری ؟
*
مرگ وزید ودود سیگارت
در مه آلودگی جاده گم شد
آنقدر " اتفاق " بودی
که سرانجام از ریشه افتادی .
نجمه دلدار بهاری
بی تب و تاب روز آینده
در سرش شور و بر لبش خنده
قلبش از شعر بود آکنده
مرگ بر جاده های لغزنده
شعر میخوانم و صدایت نیست
نظری , نقد و نکته ای ؛ چیزی ..
رفتنت پشت و رویمان کرده
پرچمی در هوای پاییزی
روز تلخی ست روز عاشورا
بالاخص در دل بهشت رضا
آسمان گریه میکند داری
چقدر شعر نانوشته رضا ؟
جلساتی که بی تو می گذرند
از نبود صدات شرمنده
کاش میشد دو.باره برگردی
مرگ بر جاده های لغزنده ...
سایت تخصصی شعر و نقد ادبی به روز شد :
http://dartoomian.com/ (کلیک کنید و وارد سایت شوید )

